چرا تولید اهمیت دارد؟
«حجت الاسلام حسین مهدیزاده»
قسمت دو از شش ۲/۶
با تصویر و نگاه استعاری که در درخت اقتصاد یک جامعه گفته شد، بد نیست یک نگاهی به اقتصاد چند کشور بیندازیم.
اول از ایران خودمان شروع کنیم.
🔻اولین اطلاع قابل تقدیر و غرورآفرین اینکه، کالاهای مصرفی #نهایی مردم ایران تا ۸۰% ایرانی است و این برکت داشتن صنعت ساختمان، کشاورزی، خودرو، آموزش و پرورش، لوازم خانگی، حمل و نقل عمومی و خدمات عمومی و… که سهم بسیار بزرگی از کالاهای نهایی که ما مصرف می کنیم را دارد. از قضا ما در کالاهایی مستقل هستیم که اگر خوب دقت کنیم، تکیه گاه وابستگی و رها کردن آرمانهای یک ملت هستند!
این کالاها ظاهرا ساده هستند اما اگر به کشورهای دیگر نگاه کنید، دقیقا از طریق همان بخشی که ایران سعی کرده است خودش را مستقل کند، امنیت و پیشرفت از بیرون کشور به چالش کشیده می شود.
⚠️ بیایید کالای پرهزینه ای مثل آموزش و پرورش را بررسی کنیم. میدانید که بزرگترین بخش هزینه ای دولت این وزارت خانه است. اما می دانید که در منطقه منطقه، فقط ما هستیم که کتاب درسی مستقل از برنامه آموزشی #یونسکو تولید می کنیم؟ یا مثلا می دانید که امارات متحده و قطر به مدارس بین المللی مانند IB، کمبریج وابسته هستند و کویت و بحرین به علت جمیعت مهاجر زیاد که از جمعیت صاحبان اصلی کشور بسیار بیشتر است، مدارس احساس هویت ملی ندارند و لذا مدارس بخش خصوصی بریتانیایی/آمریکایی صاحبان اصلی نظام آموزشی هستند؟ میدانستید که تمام کشورهای مستعمره فرانسه (مثل لبنان تا شمال آفریقا)، همچنان درگیر مدارس فرانسوی هستند و یکی از ماموریت های کشورهایی مثل الجزایر، پس از استقلال جدا شدن از نظام آموزش فرانسه و استقلال آموزشی بوده، که البته این استقلال هم در نهایت با افتادن به دام نهادهای آموزشی جهانی مثل یونسکو، آمریکایی می شوند! می دانید اردن و عمان با ترکیبی از مدارس دولتی عربی و مدارس خصوصی بین المللی اداره می شود؟
بنابراین اینقدر راحت نگوییم که آموزش و پرورش، بزرگترین #بنگاه مصرف کننده پول نفت است! داشتن یک دستگاه تولید محتوایی آموزشی مستقل و مدارس مبتی بر آن، گام بنیادین برای حفظ نیروی انسانی در عصر schooling بوده که ما آن را برداشتیم. بله! اگر اقتصاد ما از خام فروشی دست بردارد، پول نفت را مستقیما خرج حقوق و دستمزد معلم ها و ساختن ساختمان مدارس نخواهیم کرد! اما نسبت به اصل ماجرا باید از جمهوری اسلامی تقدیر کرد که با همین بنیه ضعیف اقتصادی، اما فراموش نکرده است که پولی که دارد را در نهایت خرج تربیت نیروی انسانی با روایتی از ایرانیت و اسلامیت کند که سوژه های مطیع سرمایه داری نباشند، بلکه دارای اراده نقاد و خلاق برای اهداف ایران باشند!
🔻 اما یک نگاهی به نیمه خالی اقتصاد ایران هم بکنیم:
اول: بین ۱۵% تا ۲۵% به کالاهای خارجی وابسته است که البته کالاهای مصرفی لوکس و با فناوری بالاست،
دوم: داده های آماری گمرکات ایران می گوید که بین ۶۰% تا ۷۰% واردات سالیانه ایران به واردات مواد اولیه با فناوری بالا، ماشین آلات و تجهیزات و قطعات فنی و حتی خود دانش فنی اختصاص می یابد که برای همان ۸۰% کالای نهایی داخلی ضروری است.
یعنی اگرچه بین ۱۵% تا ۲۵% کالاهای مصرفی ایرانیان هم کالاهای نهایی خارجی است که شامل لوازم الکترونیکی (مانند موبایل، لپتاپ، و وسایل الکترونیکی). محصولات لوکس (مانند خودروهای خارجی) و برخی از اقلام غذایی و دارویی است، اما همان ۸۰% کالای نهایی داخلی هم وضعیت شکننده ای دارد. این یعنی اقتصاد ما شبیه کارخانه ای است که ماشین آلاتش را از بیرون میخرد تا محصول نهایی داخلی تولید کند! و این همان #وابستگی_وابسته_ساز است که در علوم اجتماعی به آن می پردازنند.
حالا برگردیم سر استعاره درخت اقتصاد پست شماره [۲] (https://eitaa.com/social_theory/3306) بر اساس آن تحلیل، سر جمع این اطلاعات به ما می گوید که درخت اقتصاد ایران هرچند سایه گستر است، اما ریشه هایش در خاک فناوری ضعیف است. حالا به یاد بیاورید تاکیدهای مدام رهبر انقلاب بر اقتصاد و #تولید_دانش_بنیان را! حالا سوال این است که چطور دانش بنیان شویم. نقطه آغاز دانش بنیانی کجاست:
برای پیدا کردن پاسخ رهبری، کافی است که سراغ اولین سالی که رهبری نامگذاری اقتصادی را شروع کردند بروید، یعنی سال ۸۷؛ ایشان نام سال را چه گذاشتند: #نوآوری_و_شکوفایی!
همه طرح های دانش بنیان، از #نوآوری شروع نمی شوند. بخش بزرگی از فعالان اقتصادی، فعالان علمی و حتی مذاکره کنندگان سیاسی کشور، درگیر «واردات دانش و فناوری» هستند. البته اگر بدانیم که معنای دانش و فناوری چقدر پیچیده است، شاید به آنها حق بدهیم، اما اجالتا بدانیم که برای رسیدن به اقتصاد دانش بنیان، حداقل دو ایده عمده وجود دارد.
در پست بعد به این موضوع بیشتر خواهم پرداخت.
🔻یک نکته مهم درباره فناوری و نوآوری این است که غرب بصورت امواج تکنولوژی وارد زندگی و تمدن سازی می شود و اینطور نیست که ما با فناوری های از هم بریده که هر از گاهی از گوشه ای سر در میاورند و یک نقطه ای را بهینه می کنند طرف باشیم. بله! فناوری ها بصورت روزمره بهینه می شوند، اما نظام تولید دانش و فناوری که غرب آن را کنترل می کند تاکنون ۴ موج به خود دیده و امروز هم در متن تحولات موج پنجم هستیم. پس اگر حرف از نوآوری می زنیم، باید بتوانیم در مقابل امواج فناوری غرب مدرن موتور نوآوری مان را روشن کنیم که اکنون در مرز حرکت از موج ۴ به موج ۵ است!
موج اول: انقلاب صنعتی اول (۱۷۶۰–۱۸۴۰)
فناوریهای محوری: ماشین بخار، مکانیزاسیون نساجی، انرژی آب.
اقتصاد: گذار از کشاورزی به تولید کارخانهای.
تحولات اجتماعی: ظهور طبقه متوسط، تمرکزگرایی شهری.
الگوی توسعه: سرمایه گذاری در زیرساختهای فیزیکی (راه آهن، کانالهای دریایی).
نیکلای کندراتیف این موج را بهعنوان اولین چرخه بلندمدت اقتصادی شناسایی کرد.
موج دوم: عصر فولاد و برق (۱۸۴۰–۱۹۰۰)
فناوریهای محوری: فولادسازی، راهآهن، الکتریسیته، تلگراف.
اقتصاد: ظهور سرمایهداری انبوه، گسترش بازارهای جهانی.
تحولات اجتماعی: شکلگیری طبقه متوسط، اتحادیههای کارگری.
الگوی توسعه: تولید انبوه و استانداردسازی.
کارل مارکس این دوره را مرحله تکاملی تضادهای سرمایه داری میدانست که البته چنین نشد.
موج سوم: عصر نفت و خودرو (۱۹۰۰–۱۹۷۰)
فناوریهای محوری: موتور احتراق داخلی، پتروشیمی، هواپیما.
اقتصاد: تولد صنعت مصرفگرا، تبلیغات مدرن.
تحولات اجتماعی: حومه نشینی، فردگرایی مصرفی.
الگوی توسعه: اقتصاد مبتنی بر مقیاس (اقتصادهای کلان).
جان مینارد کینز بر نقش دولت در تنظیم این موج تأکید داشت
موج چهارم: انقلاب دیجیتال (۱۹۷۰–۲۰۱۰)
فناوریهای محوری: رایانه های شخصی، اینترنت، فناوری اطلاعات.
اقتصاد: جهانی سازی، ظهور شرکتهای چندملیتی در قالب پتلفرم های جهانی
تحولات اجتماعی: شبکه های اجتماعی، محو شدن مرزهای جغرافیایی در ذهن مردم
الگوی توسعه: تمرکززدایی به کمک فناوری های اطلاعات و ارتباطات.
نظریهپردازان: مانوئل کاستلز این دوره را «عصر اطلاعات» نامید.
موج پنجم: عصر همگرایی فناورانه (۲۰۱۰–اکنون و آینده)
فناوریهای محوری: هوش مصنوعی و یادگیری ماشین (AI/ML).
زیست فناوری و مهندسی ژنتیک (CRISPR, mRNA).
انرژی های تجدیدپذیر و ذخیره سازی پیشرفته.
کوانتوم و نانوتکنولوژی.
اینترنت اشیاء (IoT) و متاورس.
اقتصاد: ؟
الگوی توسعه: ؟
تحولات اجتماعی: ؟
🔻همانطور که می بینید، از زاویه فناوری ها که نگاه کنید، با یک هیولای بزرگ طرف هستید که به ماهیت اقتصاد و توسعه و تحولات اجتماعی جهت می دهد. من نمی خواهم مثل کسانی باشم که فناوری و رشد ابزار را بنیان رشد اجتماعی می دانند، اما نمی خواهم مثل کسانی که نقش آنها را انکار می کنند هم باشم! حرکت با تمدن مدرن یا مقاومت در مقابل آن، بینابین این دو در جریان است، یعنی در دوران مدرن، امواج فناوری در ساخت #نظم_اجتماعی سهیم بوده اند و ما اگر بخواهیم به دنبال استقلال باشیم، با یک هیولای بزرگی به اسم امواج تکنولوژی باید مبارزه کنیم! یعنی نوآوری هایی کنیم که نظم بسازد و در مقابل نظمی که غرب ایجاد کرده، بتواند #مقاومت کند!
🔻نکته دیگر این است که جامعه ایران تا موج سوم را با مدیریت انگلستان و بعد آمریکا آمده و با انقلاب ۵۷ به یکباره از سوی این تمدن غول پیکر و جهانی شده، تحریم شده! آنهایی که سعی می کنند ایران را به نظم جهانی برگردانند، این هیولای غول پیکر را می بییند و تمام برگ هایشان می ریزد و دنبال راهی می گردند که ایران را به این نظم برگرداند تا زیر دست و پای غرب له نشود. نهایت این است که در معامله خود می خواهند انقلاب اسلامی را با سهمی بیشتر از سهمی که در دوران پهلوی به ایران می رسید معاوضه کنند.
⚠️اما سوال این است که ما که سخن از نوآوری می زنیم، میدانیم که از چه حرف می زنیم؟ واقعا با نوآوری یک ملت تحت استعمار که تازه ۵۰ سال است که به خود آمده و مستقل شده، میتوان یک موج فناوری دیگر ساخت و با آن شاخ و برگ صنعت ایران را گستراند و به اقتصاد دانش بنیانی که ارزش افزوده آن هزینه های ایران بزرگ و اهدافش را بدهد رسید؟
واقعیت این است که جمهوری اسلامی در این ۴۵ سال و بخصوص در ۳۰ سال اخیر و بر محوریت تجربه رهبری آیت الله خامنه ای چند تجربه موفق در ایجاد نظم های کوچک فناورانه که نظم غربی را به چالش کشیده و از فناوری در جهتی متفاوت استفاده کرده است، داشته است و به این نتیجه رسیده است که چطور میتواند با مدیریت مدیریت نوآوری به سمت یک نظام بزرگ تمدنی جدید برود.
مثلا در دهه های اخیر دیدید که چطور ایران به سمت انرژی هسته ای رفت و این دانش مدرن را بومی کرد؟ یعنی سعی کرد یک #نظم_انرژی جدید بسازد یا به مبارزه با هژمونی انرژی در دوران پس از نفت برود؟ البته غرب با گره زدن این موضوع به اقتصاد و مذاکره و آگاهی ضعیف مردم، این تجربه را تا اینجای کار سرکوب کرد یا حداقل اینکه آن را از تحولات زمانه عقب نگه داشت.
اما نمونه دوم یعنی فناوری موشک و پهپاد در ماجرای جنگ داعش توانست از زیر دست آمریکا در برود و خودش را به جهان معرفی کند و در جنگ اوکراین، روسیه را به خرید آن و استفاده از آن در جنگ با ناتوی آمریکا-اروپایی به کار ببرد. در همه اینها ما یک گام مهم برداشتیم: «بومی سازی علم و فناوری». در تمام این موارد ما فناوری را از نو اختراع نکردیم، اما با نوآوری، فناوری را بومی کردیم که اصلا کار ساده ای نیست.




